تبلیغات
قرآن و عترت
تصویر منتخب
صفحات ویژه قرآن و عترت
سامانه پیامک قرآن و عترت
امکانات معنوی
لوگوی دوستان
قرآن طبیب فكر و روح بشر

نتیجه تصویری برای قرآن 500*500
قرآن طبیب فكر و روح بشر

قرآن كریم در ارتباط با انسان، مقاماتی را داراست مقام هدایت و رهبری، تذكر و ارشاد و بشارت و انذار و غیره، از میان این مقامات، مقامی خاص وجود دارد كه دو خصوصیت مهمّ را داراست:
اول: اغلبِ مقاماتِ دیگر در این مقام، نهفته است.
دوم: اولیّه‎ترین و ضروری‎ترین شأن و مقام، در برخورد با بشریّتِ گمراه و درمانده محسوب می‎شود؛ این كدام شأن و مقام می‎باشد؟ قرآن پاسخ می‎دهد:
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَساراً».[1]
(و پیوسته از قرآن فرو می‎فرستیم آنچه را كه مایه ی شفاء و رحمت برای مؤمنین می‎باشد و ستمگران را چیزی جز سرمایه باختگی نمی‎افزاید).
این مقام، «مقام طبابت» روح و فكر بشر می‎باشد؛ اصلاح اندیشه ی فاسد و درمانِ فساد اخلاقی و آلودگی روح، و این مقامی است كه بشر به بن بست رسیده، در بِدَر، بدنبال یافتنِ آن در جستجو و تكاپوست.


ـ طبابت انحصاری قرآن:
این مقام در واقع شأنِ انحصاری خداوندِ‌ عالم می‎باشد؛ این خداست كه درمان كننده ی دردها و امراض بشر می‎باشد، از این رو در دعای «جوشن كبیر و كمیل» دردمندانه او را چنین می‎خوانیم:
«یا طَبیبَ الْقُلُوبِ، یا طَبیبَ مَنْ لا طَبیبَ لَهُ»، «یا مَنِ اسمُهُ دَواءٌ وَ ذِكْرِهُ شِفاءٌ...».
(ای طبیب دلها، ای طبیب آنكه برایش طبیبی نیست)، (ای كسی كه اسمش دارو و یادش شفاست).
بارزترین جلوه ی طبابتِ خداوند، از طریق كلامش، قرآن و اولیائش، پیامبر و اوصیاء پیامبر متحقق گشته است.
قرآن و معصوم ـ علیه السّلام ـ به اذن الهی، مقام طبابت بشر را با هم بر عهده دارند و به همین جهت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ پیامبر اسلام را چنین معرّفی می‎نماید:
«طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أحْكَمَ مَراهِمَهُ وَ أحْمی مَواسِمَهُ یَضَعُ ذلِكَ حَیْثُ الْحاجَةُ إلَیْهِ».
(رسول خدا، طبیبی است دوره گرد به همراه طبش، براستی مرهمها را محكم كرده و ابزار داغ را سخت گداخته است، آن را هر جایی كه نیاز افتد قرار می‎دهد ـ و درمان می‎كند ـ).
«مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ وَ آذانٍ صُمٍّ وَ ألْسِنَةٍ بُكُمٍ مُتَتبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَواطِنَ الْحَیْرَةِ».
(درمان قلوبی كه ـ ازدیدن حقیقت ـ كور و گوشهایی كه ـ از شنیدن سخنِ حق ـ كر و زبانهایی كه ـ از بیان حقیقت ـ لال می‎باشند؛ او با دارویش جایگاههای غفلت و بی‎خبری و مكانهای حیرت و سرگشتگی را جستجو می‎كند ـ تا درمان نمایدـ).
«لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِأضْواءِ الْحِكْمَةِ وَ لَمْ یَقْدَحُوا بِزِنادِ الْعُلُومِ الْثاقِبَةِ فَهُم فی ذلِكَ كَالْأنعامِ الْسّائِبَة وَ الْصُّخُورِ الْقاسِیَةِ».[2]
(بشریتی كه با اشعه ی حكمت روشنی نیافته‎اند و با آتش زنه ی علومِ نافذ و رهگشا، در وجودشان جرقه‎ای شكل نگرفته است، پس در این شرایط، همچون چارپایان سرگشته و رها و صخره‎هایِ سخت غیرقابلِ نفوذ می‎باشند ـ كه سخت نیازمند رهنمایی و هدایت هستند ـ).

ـ ایمان به طبابت انحصاری و قطعی قرآن:
از آنجا كه قرآن كریم سِمَت طبابت را از خداوند عالم اخذ كرده است پس نسخه‎اش منحصر به فرد و قطعی است:
«یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ».[3]
(ای مردم از جانب پروردگار شما بسویتان محتوایی سراسر انذار و بشارت و یكپارچه بهبودی بخشِ امراضِ مستقر در سینه‎هاست و سراسر هدایت و رحمتی گسترده برای مؤمنین است).
قرآن كریم به تمام حوزه‎های معارف انسانی، در آنچه كه به درمان و هدایت و رشدِ فكر و روح بشر مربوط می‎شود، نظر داشته، روشنگریها و ضوابط و احكام آنها را بیان فرموده است و هیچ مسأله‎ای نیست كه قرآن آن را فروگذاشته و نظر قطعیِ خود را در آن زمینه بیان نكرده باشد؛ این وسعت برخورد و قاطعیت در حكم، از استحكام پایگاه قرآن، ناشی می‎شود، كه سخنِ خالق عالم است و محیط بر همه ی عوالم، و آگاه بر مصلحت بشر است و در حلِّ معضلات[4] خبرگی دارد:
«وَ نَزَّلْنا عَلَیْكَ الْكِتابَ تِبْیاناً لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِینَ».[5]
(و بتدریج بر تو كتاب را فروفرستادیم در حالی كه بیانگر هر چیزی است و سراسر هدایت و رحمت و مژده‎ای است برای تسلیم شدگان).
بر این اساس قرآن كریم تمام مكتب‎ها و مدّعیان هدایت و ارشاد بشر را به مبارزه طلبیده می‎فرماید:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً»[6].
(بگو ای پیامبر اگر تمام انس و جنّ اجتماع كنند بر اینكه همانند این قرآن را ارائه دهند ـ هرگز ـ همانندش را نمی‎توانند بیاورند اگر چه گروهی از ایشان مددكار گروه دیگر شوند).
این هجوم و جسارت قرآن با وجود كبر و غرور مدّعیان، تاكنون بدون پاسخ مانده است، و جرأت رویارویی مستقیم با قرآن را در خود ندیده به كذب و افترا و تهمت متوسل شده‎اند تا شاید از این طریق، با ستمگری، جلو نفوذ گسترده ی قرآن را بگیرند.
بنابراین آنكه روی به این طبیب می‎آورد باید از طبابت مدعیان به یأس رسیده باشد؛ تا این یأس حاصل نشود و امیدی بجای ماند، نمی‎توان از طبابت قرآن بهره‎مند شد چرا كه نسخه‎های قرآن، همه با هم مرتبط بوده، در پیوند با هم تأثیر خود را می‎گذارد، كنار گذاردن بعضی از آنها، موجبِ اختلال در تأثیر نسخه‎های دیگر گشته، هلاكت را بدنبال می‎آورد.
 
پی نوشت ها:
[1] . اسراء/ 82.
[2] . نهج البلاغه، خطبه 108.
[3] . یونس/ 57.
[4] . دركِ كوتاهی و محدودیت ابزار حركت انسانی: غریزه، فكر، عقل، علم و قلب، و ناتوانی آنها با توجه به مقاصد بلند انسان (رسیدن به حیات ابدی و قدرت لایزال و عزت پایدار و لذت بی‎الم دائمی و زیبایی مطلق) به همراهِ انس با قرآن ما را به جامع الاطراف بودن پیام قرآن واقف می‎سازد و تأثیر عمیق آن را در حوزه ی حس، فكر و استنتاج، عقل و سنجش و كشف و شهود قلبی می‎یابیم و به دركهایِ گسترده‎تر از روابط خود با خود و جهانِ بیرون نایل می‎شویم.
[5] .نحل/89. هُدیً: جهت سیر انسان، رَحْمةً: عنایت و لطف و عطوفت و همراهیِ خداوند، بُشْری: امید بخشیدن در زمینه اضطرار و حیرت و بیچارگی را می‎تواند اشاره كند.
[6] . اسراء/ 88.

منبع: کتاب تدبر در قرآن



ادامه مطلب
برچسب ها :


نظر

| | | پنجشنبه 2 شهریور 1396 | |سید حسین میراکبری شیرآباد |