تبلیغات
قرآن و عترت
تصویر منتخب
صفحات ویژه قرآن و عترت
سامانه پیامک قرآن و عترت
امکانات معنوی
لوگوی دوستان
قانون خدا برای نجات مؤمنان


 قانون خدا برای نجات مؤمنان

در چشمه سار زلال وحی آیات منتخب جزء 17؛ سوره‌ی انبیاء: 87 تا 88 قانون خدا برای نجات مؤمنان  

«وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ (87) فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ (88)
و یونس علیه السلام را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت) در آن ظلمت‌ها(ی متراکم) صدا زد: «خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!» (87) ما دعای او را به اجابت رساندیم و از آن اندوه، نجاتش بخشیدیم و این‌گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم! (88)
پرسش‌های اساسی:
آیا تا کنون داستان حضرت یونس علیه السلام و گرفتار شدن ایشان در شکم ماهی را شنیده‌اید؟
آیا می‌دانید خطای حضرت یونس علیه السلام چه بود؟
آیا می‌دانید قانون خدا برای نجات مؤمنان از عذاب دنیایی و آخرتی چیست؟


جایگاه آیات:
در سوره‌ی مبارکه‌ی انبیاء، خداوند داستان‌هایی از زندگی پیامبران گذشته را بیان کرده است. وجه اشتراک این داستان‌ها این است که در مقابل انبیای الهی، مردم دو گروه می‌شدند: گروه اندکی که به پیامبران ایمان آورده و گروه کثیری که به مقابله با ایشان می‌پرداختند و سرانجام خداوند نفرین پیامبران را در قبال قوم طغیانگر اجابت کرده و انبیا و کسانی که همراه آنها بودند را نجات می‌دهد و طغیانگران را به عذابی سخت مبتلا می‌کند.

خلاصه‌ای از داستان حضرت یونس علیه السلام
حضرت یونس علیه السلام، سال‌ها مردم را به خداپرستی دعوت کرد، ولی در این میان تنها دو نفر به او ایمان آوردند. وقتی وضع بدین صورت ادامه یافت، گمان کرد با توجه به شدت لجاجت و طغیان‌گری مردم، وقت آن رسیده که ایشان را نفرین کرده و به حال خود رها کند و خود، از میان آنها برود.
سرانجام یونس علیه السلام قومش را نفرین کرد و به محض آشکار شدن آثار بلا، بدون کسب اجازه از محضر خداوند، با خشم و غضب از منطقه خارج شد به این گمان که دیگر از دست آنان راحت شده است، امّا نمی‌دانست که خداوند به خاطر این عمل، بر او سخت خواهد گرفت.
وقتی از آنجا خارج شد، به سوی دریا رفت. سوار بر کشتی شده و به منطقه‌ای دیگر عزیمت نمود. در میانه‌ی راه، ناگهان کشتی به خاطر مواجه شدن با نهنگی بزرگ، دچار اضطراب شد و چیزی نمانده بود تا همه اهل کشتی غرق شوند.
صاحبان کشتی تصمیم گرفتند تا برای رفع این بلا، یک نفر از ساکنان کشتی را به دریا افکنند و خود را از این مصیبت رها سازند. وقتی قرعه کشیدند، نام یونس علیه السلام درآمد، لذا او را به دریا انداختند، بلافاصله نهنگ او را بلعید و به درون دریا رفت، امّا به امر الهی از خوردن و هضم او منع گردید.
یونس علیه السلام در آن تاریکی‌های شکم ماهی و اعماق آب به ظلم خود، به خروج نابجا از میان مردم پی برد و به آن اعتراف کرد، پس خداوند دعای او را مستجاب فرمود و او را از آن حال نجات داد.
قوم طغیانگر یونس نیز همین که نشانه‌های عذاب پدیدار شد، توبه کرده و ایمان آوردند. پس خدا عذاب را از ایشان برداشت و آنها در آخرین لحظات از عذاب نجات یافتند.

توضیح آیات
و پیامبر ما یونس علیه السلام که همراه ماهی بود را به یاد آورید آن هنگامی که بر قوم بت پرست و نافرمان خویش به خاطر طغیانگری آنها غضب کرد و از میان آنها رفت.
به هر حال او گمان می‌کرد ما زندگی را بر او تنگ نخواهیم کرد. او گمان می‌کرد تمام رسالت خویش را در میان قوم نافرمانش انجام داده و حتی ترک اولایی در این زمینه نکرده است، و اکنون که آنها را به حال خود رها کرده و بیرون می‌رود، چیزی بر او نیست، در حالی که بهتر این بود که بیش از این در میان آنها بماند و صبر و استقامت به خرج دهد و دندان بر جگر بفشارد. شاید بیدار شوند و به سوی خدا آیند.
سرانجام به خاطر همین ترک اولی او را در فشار قرار دادیم، بدین شکل که نهنگ عظیمی به امر خدا او را بلعید و او در آن ظلمت‌های متراکم، صدا زد: خداوندا جز تو معبودی نیست! خداوندا تو پاک و منزهی، و من از ستمکاران بودم. هم بر خویش ستم کردم و هم بر قوم خود، باید بیش از این ناملایمات و سختی‌ها را پذیرا می‌شدم و تن به همه شکنجه‌ها می‌دادم، شاید آنها به راه آیند.
سرانجام ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه رهایی‌اش بخشیدیم. آری! ما این‌گونه مؤمنان را نجات می‌بخشیم.
این، یک برنامه‌ی اختصاصی برای یونس علیه السلام نبود، بلکه هر یک از مؤمنان از تقصیر خویش، عذر به درگاه خدا آورد، و از ذات پاکش مدد و رحمت طلبد، دعایش را مستجاب و اندوهش را برطرف خواهیم ساخت.
در آیات 143 و 144 سوره‌ی صافات آمده است که: «فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحینَ* لَلَبِثَ فی‏ بَطْنِهِ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ» یعنی اگر نبود که او از زمره‌ی تسبیح کنندگان به شمار می‌رفت، هر آینه تا روز قیامت در شکم ماهی محبوس می‌شد.
یونس چه ترک اولایی انجام داد؟
بدون شک تعبیر «مغاضبا» اشاره به خشم و غضب یونس علیه السلام نسبت به قومی بی‌ایمان است. این خشم و ناراحتی در چنان شرایطی که پیامبر دلسوزی سال‌ها برای هدایت قومی گمراه زحمت بکشد، اما آن قوم لجوج به دعوت خیرخواهانه‌ی او هرگز پاسخ مثبت ندهند، کاملاً طبیعی بوده است.
از سوی دیگر از آنجا که یونس علیه السلام می‌دانست به زودی عذاب الهی آنها را فرا خواهد گرفت، ترک کردن شهر و دیارش گناهی نبوده، ولی برای پیامبر بزرگی همچون یونس علیه السلام، بهتر بود که باز هم تا آخرین لحظه لحظه‌ای که بعد از آن عذاب الهی فرا می‌رسد آنها را ترک نگوید. به همین دلیل، یونس به خاطر این عجله، به عنوان یک ترک اولی، از سوی خداوند مورد مؤاخذه قرار گرفت.
یک درس سرنوشت ساز از داستان حضرت یونس علیه السلام
جمله پر معنی «کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ» نشان می‌دهد، آنچه از گرفتاری و نجات بر سر حضرت یونس علیه السلام آمد، یک حکم خاص فقط برای ایشان نبوده است، بلکه با حفظ سلسله مراتب، جنبه‌ی عمومی و همگانی داشته و یک سنت الهی است.
بسیاری از حوادث غم انگیز و گرفتاری‌های سخت و مصیبت بار مولود گناهان ماست. تازیانه‌هایی است برای بیدار شدن ارواح خفته، و یا کوره‌ای است برای تصفیه‌ی فلز آدمی! هرگاه انسان در گرفتاری‌ها به همان سه نکته‌ای که یونس علیه السلام توجه کرد، عمل کند، نجات و رهایی‌اش حتمی خواهد بود:
1. اعتراف به اینکه هیچ معبودی و هیچ تکیه‌گاهی جز «الله» نیست.
2. اعتراف به پاکی خدا از هر عیب، نقص،‌ ظلم و ستم...
3. اعتراف به گناه و تقصیر خویش.
از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است که فرمودند: «یکی از نام‌های خدا که هر کس او را با آن بخواند، به اجابت می‌رسد و هرگاه با آن چیزی را طلب کند به او می‌دهد، دعای «یونس علیه السلام» است.
شخصی به رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض کرد: آیا این دعا مخصوص یونس بود یا شامل همه‌ی مسلمانان نیز می‌شود؟ ایشان فرمودند: هم مربوط به یونس علیه السلام بود و هم همه‌ی مؤمنان! آیا گفتار خداوند را در قرآن نشنیده‌ای «وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ»! این دلیل بر آن است که هرکه چنین دعایی کند، خداوند اجابت آن را تضمین نموده است. (تفسیر نمونه، ج13، ص489)

اقسام مجازات‌های الهی
1. مجازات نهایی و قطعی: این نوع مجازات‌ها برای نابودی افراد غیر قابل اصلاح فرا می‌رسد. هیچ دعایی در آن موقع سودمند نیست، چراکه پس از فرو نشستن طوفان بلا همان برنامه‌ها تکرار می‌شود.
2. مجازات‌های تنبیهی: این نوع مجازات‌ها بیشتر جنبه‌ی تربیتی دارد. در این موارد، به محض اینکه مجازات اثر خود را بخشید و شخص یا قوم، بیدار و متوجه شد، بلافاصله از میان می‌رود.
و از اینجا روشن می‌شود که یکی از فلسفه‌های آفات و بلاها و حوادث ناگوار همان بیدارسازی و تربیت است.
داستان یونس علیه السلام به آنان که در راه تبلیغ دین الهی فعالیت می‌کنند، هشدار می‌دهد که هرگز رسالت خود را پایان یافته تصور نکنند، و هرگونه تلاش و کوشش در این راه را، در پیشگاه خدا کوچک بشمارند، تا دچار غرور و انحراف نشوند.

پیام‌ها:
1. گاه یک حرکت عجولانه، بدون حساب و بی‌اجازه، کیفر سختی را به دنبال می‌آورد. «إِذْ ذَهَبَ- فِی الظُّلُماتِ»
2. خداوند بر خیالات، افکار و گمان‌های ما آگاه است. «فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْه»
3. یک غضب بیجا، گاه پیامبر خدا را گرفتار انواع ظلمت‌ها می‌کند. «مُغاضِباً ... فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ»
4. در تحلیل گرفتاری‌ها، خدا را بدون تقصیر بدانیم و سرچشمه‌ی مشکلات را در عملکرد خود جستجو کنیم. «سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ»
5. اقرار به گناه در پیشگاه خداوند، از آداب دعاست و کمال به شمار می‌رود. «إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ»
6. نجات اهل ایمان، سنّت و قانون خداوند است. «کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ»
داستان
ام‌سلمه می‌گوید: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در دعای خود پیوسته می‌فرمودند: «الهی لَا تَکِلْنِی إِلَى نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً؛ یعنی پروردگارا مرا یک چشم بر هم زدن به حال خود وامگذار» وقتی از آن حضرت درباره‌ی این دعا سؤال کردم، فرمودند: ای ام سلمه، چگونه ایمن باشم، با آنکه خداوند یک لحظه یونس را به حال خود نهاد و آنچه نباید، واقع شد. (بحارالانوار، ج14، ص384)

منبع: دارالقران رضوی



ادامه مطلب
برچسب ها : مومنان، خدا، نجات،


نظر

| | | چهارشنبه 25 مرداد 1396 | |سید حسین میراکبری شیرآباد |