تبلیغات
قرآن و عترت
تصویر منتخب
صفحات ویژه قرآن و عترت
سامانه پیامک قرآن و عترت
امکانات معنوی
لوگوی دوستان
ادله جامعیت و جاودانگی قرآن كریم در نهج البلاغه (2)

نتیجه تصویری برای قرآن

 

ادله جامعیت و جاودانگی قرآن كریم در نهج البلاغه (2)

 

از دیدگاه دیگر، این موضوع از تفضل خدای تعالی بر بشر خبر می‏دهد. بطوری كه وظیفه خدای سبحان بیان این امور نبوده است; بلكه از روی تفضل و لطف اشاراتی كرده است. 
از این رو، وظیفه شرع، دخالت در آنچه عقل بشر بدان می‏رسد، نبوده است. البته در احكام تعبدی بشر كه شرع دستور عمل یا احتیاط را داده، عقل بشر توان پی بردن به واقعیت آن عمل را نداشته است و چنانچه این توان را می‏یافت، قطعا آنچه را شرع دستور داده، پیاده می‏كرد. در نتیجه در اسلام احكامی وجود دارد كه صرفا جنبه تعبدی دارد و با پیشرفت علم، احكام آن قابل تغییر نیست. 
دلیل عقلی بر جامعیت قرآن كریم 
آنچه گذشت دلایل نقلی متقنی بر جامعیت قرآن مجید بود. در میان بیانات گهربار حضرت علی‏علیه السلام به دلیل عقلی بر این مطلب رهنمون می‏شویم; امام علیه السلام در جایی می‏فرماید: 
«و اكمل به دینه و قبض نبیه صلی الله علیه وآله و قد فرغ الی الخلق من احكام الهدی به فعظموا منه سبحانه ما عظم من نفسه فانه لم یخف عنكم شیئا من دینه و لم یترك شیئا رضیه او كرهه الا و جعل له علما بادیا و آیة محكمة تزجر عنه او تدعو الیه فرضاه فیما بقی واحد و سخطه فیما بقی واحد. 
[1] 
پیامبرش را هنگامی از این جهان برد كه از رساندن احكام و هدایت قرآن به خلق فراغت‏یافته بود; پس خداوند را آنگونه بزرگ بدارید و تعظیم كنید كه خود بیان كرده است; زیرا حكمی از دین خود را بر شما پنهان نگذاشت و هیچ مطلبی را كه مورد رضایت و خشنودیش باشد وانگذاشت، جز اینكه نشانی آشكار و آیه‏ای محكم كه از آن جلوگیری یا به سوی آن دعوت كند، برایش قرار داد. پس رضایت و خشم و قانون او در گذشته و حال و آینده درباره همه یكسان است.» 

مسلما وقتی پیامبری برای هدایت‏بشر فرستاده می‏شود و خاتم پیامبران معرفی می‏گردد، كتاب آسمانی او نیز كه معجزه ابدی هم نام گرفته، باید تامین كننده این هدف باشد، و الا هدف الهی مهمل جلوه می‏كند; بنابراین لازم است پیامبر تا به انجام رساندن این هدف در میان امت‏باشد تا تمامی احكام دین خدا كه متضمن تكامل و تعالی و هدایت انسان است، به مردم عرضه گردد. 
از طرف دیگر، بایستی این احكام چنان واضح و روشن باشند كه دقیقا مبین اوامر و نواهی الهی كه سعادت بشر در گرو آن است ، باشند. 
همچنین، از نظر عقلی، جامعیت قرآن اقتضا می‏كند كه دستورات آن متغیر نبوده دستخوش تحولات زمان قرار نگیرد. سخن آخر امام علیه السلام دقیقا گویای همین مطلب است: «احكام الهی تا قیامت تغییر نمی‏پذیرد، بلكه حكم هر مساله مطابق ست‏با آنچه در عهد رسول اكرم‏صلی الله علیه وآله در قرآن و سنت‏بیان شده است.»
[2] 
حجیت قرآن كریم در نهج البلاغه و نظریه اهل حدیث 
حجیت قرآن كریم از جمله مسائلی است كه مورد اختلاف بسیاری از علما و اندیشمندان فرقه‏های اسلامی و غیر اسلامی بوده است. منظور از حجیت قرآن كریم آن است كه این كتاب آسمانی از هرجهت‏برای همگان قابل درك و فهم است و در مقام استنباط و استناد می‏توان بدان تكیه كرد و آن را مورد عمل و دلیل و مبنا قرار داد. 
آیت‏الله خویی درباره حجیت ظواهر قرآن كریم كه برخی از علمای حدیث 
[3] بر آن اشكال وارد كرده‏اند، می‏نویسد:«ظواهر قرآن، حجیت و مدركیت دارد و ما می‏توانیم در موارد مختلف به معنای ظاهری آن تكیه كرده، آن را مستقلا مورد عمل قرار دهیم و در گفتار و نظریات و استدلالهای خویش به آن تمسك جوییم; زیرا ظواهر قرآن برای عموم مردم، حجت و مدرك است.»[4] وی سپس پنج دلیل را برای اثبات این موضوع مطرح می‏كند. 
بدین ترتیب قرآن كریم از همه جهات برای بشر حجت است و دلیل محكمی برای او در پیشگاه حق تعالی است. 
این مطلب در نهج‏البلاغه بوضوح دیده می‏شود. حضرت در خطبه 182 می‏فرماید: فالقرآن آمر زاجر و صامت ناطق حجة الله علی خلقه اخذ علیه میثاقهم و آرتهن علیه انفسهم اتم نوره و اكمل به دینه; «قرآن امر كننده و نهی كننده است و - برحسب ظاهر خاموش است ولی - در واقع - گویا و حجت و برهان خدا بر بندگان است كه از ایشان بر آن پیمان گرفت و آنها را در گرو آن قرار داد. نور آن را تمام گردانید و دین خود را به سبب آن كامل كرد. 
در این قسمت، توجه به جند نكته ضروری است: 
اول: حضرت، قرآن را به عنوان حجت‏خدا بر خلق معرفی می‏كند. بدیهی است، از آنجا كه قرآن كریم معجزه اصلی است و شامل كلیه دستورات سعادت بخش برای بشر است، از جانب خداوند منان حجت‏بر تمام انسانهاست. 
[5] از این رو اگر پیروان این كتاب آسمانی بدان عمل كنند، در آخرت نیز دلیلی بر اعمال خویش در پیشگاه حق تعالی خواهند داشت. 
دوم: خداوند از بندگان خود بر فراگرفتن و عمل به قرآن كریم پیمان گرفت. ابن ابی الحدید در این باره می‏نویسد: «از آنجا كه خداوند سبحان در عقول مكلفان، ادله توحید، عدل و از جمله مسائل نبوت را قرار داد و نبوت پیامبر اكرم‏صلی الله علیه وآله را عقلا اثبات كرد، به مانند گیرنده میثاق از مكلفان است‏به تصدیق دعوتش و قبول قرآنی كه نازل گشت، بدین صورت، نفوس آنها را مرهون بر وفا قرار داد كه در این حال، آنكه مخالفت كند به خود زیان رسانده و تا ابد هلاك شده است.»
[6] 
برخی دیگر از شارحان نهج البلاغه در ذیل این عبارت گفته‏اند كه خدا به واسطه نبی اكرم‏علیه السلام از بندگانش پیمان گرفت كه به قرآن عمل كنند.»
[7] 
همچنین احتمال دارد مراد از آن، قضیه ذریه قبل از خلقت آدم‏علیه السلام باشد كه در اخبار هم آمده است. 
[8] 
تفسیر این عبارت، به هر صورتی كه باشد، مبین این مطلب است كه نفوس بندگان با خداوند در پذیرش قرآن - بعنوان كتابی الهی برای هدایت و سعادت بشری پیمان بسته‏اند; به طوری كه حضرت دقیقا بیان می‏دارد كه خداوند نفوس و ارواح عباد را مرهون وفا به این امر قرار داد. 
زمانی نفوس، مرهون رعایت‏حق تعالی و اطاعت از او و دستوراتش - كه همگی در كتاب آمده - می‏شوند كه این كتاب از حجیت لازم برخوردار باشد. 
سوم: این كتاب را كامل كننده دین مبین اسلام معرفی كرد. این گفته حضرت دقیقا گویای این است كه:«الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا»
[9] ; امروز دین شما را به حد كمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام كردم و بهترین آیین را كه اسلام است، برایتان برگزیدم.»این مطلب نشان از آن دارد كه قرآن مجید زیربنای دین جاودانی اسلام است; پس لازم است از جامعیت، جاودانگی و حجیت‏برخوردار باشد. 
امام علی‏علیه السلام در جایی دیگر فرموده است: «انا حجیج المارقین و خصیم الناكثین المرتابین و علی كتاب الله تعرض الامثال 
[10] ; من با خارج شوندگان از دین احتجاج و با شك كنندگان در دین دشمنی می‏كنم; كارهای مشتبه به حق، به قرآن عرضه می‏گردد.» 
این عبارت تفسیرهای مختلفی دارد; علامه مجلسی می‏گوید: «احتمال دارد مراد از امثال، حجتها یا احادیث‏باشد; یعنی آنچه در مخاصمه با مارقان و مرتابان بدانها احتجاج می‏شود، باید به كتاب خدا عرضه گردد تا صحت و فساد آن روشن شود و یا آنچه درباره عثمان به من استناد می‏دهند، باید بر كتاب خدا عرضه گردد.»
[11] 
ابن ابی الحدید و خویی مراد حضرت از این سخن را همان گفته خداوند می‏دانند كه فرمود:«هذان خصمان اختصموا فی ربهم... 
[12] ; این دو گروه(مؤمن و كافر) كه در دین خدا با هم به جدل برخاستند، مخالف و دشمن یكدیگرند.»[13] 
در شان نزول این آیه روایتی است از امام حسین‏علیه السلام كه نضربن مالك آن را نقل كرده است. نضر می‏گوید: «به امام‏علیه السلام گفتم: یا ابا عبدالله از قول خداوند در آیه «هذان خصمان اختصموا فی ربهم‏»به من خبر ده! پس فرمود: ما و بنی امیه درباره خدای تعالی به خصم برخاستیم. ما گفتیم صدق الله و آنها كذب گفتند; پس ما روز قیامت دو خصم هستیم.»
[14] 
روایاتی شبیه به همین مضامین كه دو خصم ذكر شده را امام علی‏علیه السلام و طرف مقابل را دشمنان وی معرفی كرده: در اخبار و روایات بسیار وارد شده است كه در اینجا مجال ذكر آن نیست. 
درست است كه طبق روایات رسیده، خصومت‏بین محمد و آل محمدعلیهم السلام و دشمنان آنها باید بركتاب خدا عرضه گردد تا حق و ناحق از هم تمییز داده شود، اما همین می‏رساند كتابی كه قابلیت عرضه شبهات را داشته و میزان و مقیاس قرار می‏گیرد، 
[15] بایستی كتابی منزه از هر عیب، نقص و تحریف بوده و بتواند مرجع و حجت و مبنا باشد. 
امام علیه السلام در یكی از بیانات نورانی خویش صریحا به همین مطلب اشاره كرده، می‏فرماید: 
«و كفی بالكتاب حجیجا و حصیما»
[16] 
قرآن برای بازخواست و داوری كفایت می‏كند. 
بدین ترتیب، قرآن برهان قاطع و حجتی محكم است‏برای كسی كه به آن احتجاج و با آن مخاصمه كند. و همین حجیت‏سبب می‏گردد كه این مجموعه وحی الهی به عنوان ماخذ اصلی قوانین اسلام تلقی گردد و اصل و ریشه همه فروع قرار گیرد. 
می‏توان بوضوح دریافت كه دیدگاه امام علی‏علیه السلام پیرامون جامعیت قرآن مجید در راستای همان نگاه قرآن است كه فرموده: 
«الیوم اكملت لكم دینكم... و رضیت لكم الاسلام دینا» 
و در جایی دیگر فرمود: 
«فیه تبیان لكل شی‏ء» 
و نیز فرمود: 
«و من یتبع غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین‏» 
روشن است‏با توجه به دیدگاههای همه جانبه حضرت در این زمینه، به كلیه نظرات افراطی كه وجود همه علوم بشری را در قرآن می‏دانند و یا نظرات تفریطی كه به حجیت ظواهر قرآن بدون تمسك به روایات تردید وارد می‏كنند، خط بطلان می‏كشد و از این میان معنای صحیح آیات قرآن نیز روشنتر رخ می‏نمایاند. 


[1] . خطبه 182 
[2] . ترجمه و شرح نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 595 
[3] . علماى حدیث چنین عقیده دارند كه ظواهر قرآن حجیت ندارد; یعنى نمى‏توان از ظاهر آیات بدون تمسك به روایات رسیده از معصومان(ع) به مفهوم و معناى آن رسید; لذا هرگونه تفسیرى بدون نقل و تمسك به روایات ممنوع شمرده مى‏شود. بنگرید به: الحدائق الناضرة فى احكام العترة‏الطاهرة، یوسف بحرانى، ج 1، ص 26-35 
[4] . بیان در علوم و مسائل كلى قرآن، ص 413 
[5] . شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 10، ص‏116 
[6] . همان منبع، ص 117 
[7] . فى ظلال نهج البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج‏3، ص 41 
[8] . شرح نهج البلاغه، ص 117 
[9] . مائده، 3 
[10] . خطبه 74 
[11] . المتقطف من بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسى، ج 1، ص 207 
[12] . حج، 19 
[13] . شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 6، ص 171; منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه، میرزا حبیب لله هاشمى خویى، ج 5، ص 228 
[14] . تفسیر نورالثقلین، حویزى، ج 3، ص 476 
[15] . برخى شارحان مراد حضرت در خطبه 75 را میزان و مقیاس قرار گرفتن قرآن كریم دانسته‏اند. بنگرید به: فى ضلال نهج البلاغه، ج 1، ص 385 
[16] . خطبه، 82.

 



ادامه مطلب
برچسب ها :


نظر

| | | شنبه 3 تیر 1396 | |سید حسین میراکبری شیرآباد |